محمد جواد مغنية ( مترجم : سيد عبد الرزاق سيادت )

140

فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى )

--> بر سختىهايى كه اين راه با خود دارد . ابو طالب به زندگى همراه با محروميت همراه بنى هاشم در آن دره افسرده پراندوه رضايت داد تا آنجا كه پس از محاصره اقتصادى قريش ، عرصه زندگى بر آنان بسيار سخت آمد . آيا رواست كه بعد از اين همه دردمندى در حمايت از رسول خدا ( ص ) و پشتيبانى از دعوت اسلام ، ابو طالب بر شرك بميرد و ايمان راهى به سوى قلب وى نبرده باشد ؟ شگفت است كه اين گروه چگونه داورى مىكنند در حالى كه اين « محمد عابد الجابرى » ( استاد مغربى فلسفه و انديشه عربى - اسلامى و يكى از مطرح‌ترين نظريه‌پردازان و روشنفكران معاصر عرب ) است كه مىگويد : « گمان نمىبريم كسى انكار كند كه اين ابو طالب بود كه پيامبر ( ص ) را از آزار و دشمنى قريش ، حمايت كرد » ( العقل السياسى محدداته و تجلياته : 83 ) . وى سپس گفته معروف ابو طالب را به برادرزاده‌اش در هنگام دعوت نزديكان توسط پيامبر ( ص ) ذكر مىكند كه گفت : « چقدر يارى تو را دوست داريم و نصيحت تو را پذيراييم و از پايبندترين مردم به باور سخنان تو هستيم . اينها فرزندان پدرانت هستند كه گرد آمده‌اند و من يكى از آنانم ، جز اينكه از آنان در آنچه دوست دارى ، پيشگام‌ترم ، پس در راهى كه بر آن برانگيخته شدى ، پيش رو » . اين شعرهاى ابو طالب است كه برغم از ميان رفتن بخش بزرگى از آن‌ها يا تعمد در از ميان بردنشان يا انتساب آنها به ديگران هنوز نداى حق سر مىدهند . همانگونه كه دكتر يحيى الجبورى گردآورنده ديوان عباس بن مرداس سلمى در توضيح اين بيت شعر ( ص : 56 ) : « من قبل آمنا ، و قد كان قومنا * يصلون للأوثان قبل محمد هنگامى كه قوممان قبل از محمد بر بتان نماز مىگزاردند ، ما قبلا ايمان آورده بوديم » ، آشكارا مىگويد كه اين بيت شعر به روشنى بر ايمان ابو طالب دلالت دارد زيرا پيش از آنكه قومش از سجده بر بت‌ها دست بردارند ، ايمان آورده بود و ايمانش بر دين ابراهيم ( ع ) بود در حالى كه عباس بن مرداس و قوم و قبيله وى تا اندكى پيش از فتح مكه ايمان نياورده بودند . آنگاه تمامى روايات را به دليل واهى جانبدارى افراطى از تشيع على ( ع ) رد مىكنند و چنانچه حديثى را در صحاح يا كتاب‌هاى خود ديدند - مانند حديثى كه مورخ حافظ ابن كثير در كتاب البدايه و النهايه : 3 / 123 از ابن اسحق نقل كرده « لما اشتكى ابو طالب . . . » - آن را رد نموده و سندش